به قلم محمدرضا صالحیان
داور بینالمللی سابق و ناظر بینالمللی بسکتبال
درچند دهه گذشته حکمرانی در ورزش به عنوان موضوعی متداول برای تحقیقات تبدیل شده و توجه بسیاری ازمحققان ورزشی و مدیریتی و تجاری را به خود جلب کرده است. واضحترین دلیل افزایش علاقه به این موضوع، ظهور مستمر موارد مربوط به سوءمدیریت و ناسازگاری اخلاقی، ازجمله رسواییهای مربوط به رشوهخواری، تبانی در مسابقات و فساد به ویژه در بین نهادهای بینالمللی حاکم بر ورزش مانند کمیته بینالمللی المپیک و فدراسیون بینالمللی فدراسیون فوتبال است.این تخلفات منجر به زیر سوال بردن مشروعیت حاکمیت فعلی ورزش شده است Isosomppi, 2020)).
حکمرانی خوب و شاخصهای مطرح شده در آن میتواند معیار خوبی برای ارزیابی عملکرد نهادهای اجتماعی باشد و میتوان از این شاخصها برای بررسی عملکرد فدراسیون بسکتبال به عنوان یک نهاد عمومی و بالاترین مرجع تشخیص در رشتهی بسکتبال بهره برد. شاخصهایی که توسط جامعهای که اثر و روش حکمرانی فدراسیون بسکتبال را میبیند، به آسانی و بدون نیاز به پیچیدهسازی مسائل، قابل تطبیق هستند.
بهطور کلی میتوان گفت که حکمرانی خوب، مدیریت تمامی منابع در اختیار یک نهاد، برای رسیدن به اهداف تعیین شده است. این منابع شامل منابع فیزیکی، منابع انسانی و منابع مالی و منابع نامشهود بوده و دربرگیرنده راهکارها و روشهای اجراییست که افراد و گروههای اجتماعی از طریق آن، توانایی دنبال کردن علایق و حقوق قانونی خود را با توجه به محدودیتها داشته باشند.
شاخصهای حکمرانی خوب شامل:
- مشارکت
- حاکمیت قانون
- شفافیت برگزاری
- پاسخگویی
- شکلگیری وفاق عمومی
- حقوق مساوی
- اثربخشی و کارآیی تغییرات
- مسئولیتپذیری سرقت و کابینه
در این یادداشت به بررسی روشهای تصمیمگیری، اجرایی و مدیریتی فدراسیون بسکتبال و تطبیق این مصادیق با این شاخصهای حکمرانی خوب میپردازیم.1. مشارکت:
میزان مشارکت مردم در امور جامعه یکی از کلیدیترین پایههای حکمرانی خوب بهشمار میرود. مشارکت میتواند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم صورت گیرد. تدوین اساسنامه جدید فدراسیونها توسط وزارت ورزش که در سال 1400 به تصویب هیات محترم دولت رسید و به اجرا در آمد و پیش بینی کمیسیونهای ورزشکاران، مربیان و داوران و همچنین افزایش اعضای مجمع عمومی به عنوان رأیدهنده و روش انتخاب کاندیدا قدم موثر و شایستهای در راستای تحقق حکمرانی خوب بود.
کمیسیونها به عنوان مصادیق مشارکت تمام اعضا در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی فدراسیونهاست. در دستورالعمل پیشین انتخابات کمیسیونها که در مجمع فوقالعاده در سال 1400 به تصویب رسید سعی بر آن شد تا زمینه مشارکت حداکثری همه اعضا فراهم آید.
متاسفانه تغییرات ایجاد شده در این دستورالعملها و اخذ مصوبه از مجمع در سال 1403 منجر به کوچکسازی و محدود کردن دامنه مشارکت در کمیسیونهای مختلف فدراسیون بسکتبال شد.
به علاوه انتصاب دو نفر از اعضا کمیسون توسط رئیس فدراسیون گام برداشتن در جهت مخالف افزایش مشارکت و پشت کردن به خرد جمعی بود، اقداماتی که آشکارا برخلاف اصول حکمرانی خوب ارزیابی میشود.
- حاکمیت قانون:
حکمرانی خوب نیازمند چارچوب عادلانهای از قوانین و آییننامهها است که در برگیرنده حمایت کامل از حقوق اعضا در جامعهی بسکتبال بوده و به صورت شایستهای اجرا شود. آنچه واضح و مبرهن است فدراسیون بسکتبال با تغییر قوانین و آییننامه در تلاش است تا از حقوق عدهای خاص دفاع نماید و به علاوه در اجرا نیز این آییننامهها تا زمانی معتبر هستند که منافع این افراد خاص در مخاطره نباشد وگرنه همین آییننامه ها نیز ضمانت اجرایی لازم را نخواهند داشت.
به عنوان مثال آنچه در اجرای آییننامه مسابقات در برگزاری لیگ بوقوع پیوست، از تاخیر چندین باره لیگ، اضافه کردن تیمها به لیگ برتر، اضافه شدن تیم به لیگ در هفته سوم، بازماندن پنجره نقل و انتقالات، عدم اجرای مواد تعیین شده در امکانات فنی برگزاری لیگ و لیست بلندبالایی از عدم پایبندی به حاکمیت قانون در بخشهای مختلف بیان میکند که فدراسیون بسکتبال تا زمانی به قانون استناد میکند که با منافع افراد خاص در تضاد نباشد ولو اینکه این منافع با منافع کل اعضا در تضاد باشد به بیان دیگر فدراسیون بسکتبال در حاکمسازی قانون خطوط قرمزی را برای کارکنان ترسیم نموده و تا آنجا پیش میرود که با منافع عدهای خاص در تضاد نباشد.
- شفافیت
شفافیت، به معنی جریان آزاد اطلاعات و قابلیت دسترسی سهل و آسان به آن برای همه است. همچنین شفافیت را میتوان آگاهی افراد جامعه از چگونگی اتخاذ و اجرای تصمیمات نیز دانست.
تا لحظه نگارش این یادداشت، هیچ طرح و برنامه و دستورالعملی که توسط فدراسیون بسکتبال تدوین شده است، در دسترس عمومی قرار نگرفته است.
طرحی که فدراسیون بسکتبال به عنوان طرح جامع یا طرح بزرگ استعدادیابی معرفی میکند، در هیچیک از رسانههای فدراسیون ارائه نشده و گویی مُهر محرمانه دارد و امکان دسترسی به روش اجرا و آگاهسازی جامعه بسکتبال از این طرح اصطلاحا جامع وجود ندارد.
فدراسیون در نامهای به هیئتهای استانی تعداد زیادی از آنها را به عنوان هیئت برتر معرفی کرده این در حالی ست که شاخصها و مسئولین ارزیابی را معرفی ننموده و واضح است با عدم شفافسازی این معیارها جامعهی بسکتبال را از چگونگی اتخاذ این تصمیم آگاه نمیکند.
در خصوص عدم شفافیت مصادیق دیگری از جمله برگزاری انتخابات کمیسیونها را میتوان بررسی کرد. اقدام بر خلاف دستورالعمل و پنهانکاری زمان برگزاری انتخابات و نام نویسی از کاندیداها، مثال آشکار دیگری از عدم شفافیت فدراسیون است که مبین فاصلهی بعید مدیریت فدراسیون با حکمرانی خوب است.
- پاسخگویی
پاسخگویی نهادها، سازمانها و مؤسسات در چارچوب قانونی و زمانی مشخص در برابر اعضای خود و ارباب رجوع، از جمله عواملی است که به استوار شدن پایههای حکمرانی خوب در یک جامعه منجر میشود.در تطبیق این شاخص، نحوه پاسخگویی فدراسیون بسکتبال به منتقدین در بروکراسی اداری قابل تامل است، خلاصه سخن این است که در صورتی که شما از منتقدین عملکرد فدراسیون هستید، نامههای شما در فدراسیون بدون پاسخ خواهند ماند و مجبور میشوید از مراجع بالاتر مثل سامانه ثبت شکایات وزارت ورزش و یا دفتر مدیریت عملکرد، بازرسی و رسیدگی به شکایات وزارت ورزش و جوانان مکاتبات اداری خود را پیگیری نمایید و قطعا در فدراسیون بسکتبال پاسخی نخواهید گرفت. - شکلگیری وفاق عمومی
فراهم کردن زمینه ظهور نظرات متفاوت در عرصههای مختلف از جمله اصول حکمرانی خوب است. حکمران خوب، باید نظرات مختلف را در قالب وفاق و همدلی جامعه به سمتی رهنمون شود که بیشترین همگرایی را با اهداف تعیین شده بر اساس اساسنامه مصوب فدراسیون داشته باشد. بطور کلی در فدراسیون بسکتبال تنها صدای افراد همسو قابل شنیدن است، و هرگونه ابراز نظر برخلاف آنچه فدراسیون بسکتبال مطرح میکند موجب حذف از عرصه بسکتبال میشود. جامعه بسکتبال شاهد حذف غیرقانونی رئیس هیئت استانی و یا حذف بازیکنان از فهرست تیم ملی و یا ناظرین داوری با بهانههای مختلف را شاهد و نظارهگر بودهاند. مواردی که منجر به طرح نام فدراسیون بسکتبال به عنوان خوانده در محاکم قضایی شد و یا موجب طرح شکایت در وزارت ورزش شده است.
در حقیقت فدراسیون بسکتبال فاقد سعه صدر مدیریتی برای شنیدن نظرات متفاوت است و نه تنها در فراهم کردن زمینه برای ظهور عقاید و نظرات اقدام نمیکند بلکه هر گونه نظر متفاوت با فدراسیون قطعا منجر به حذف بیان کننده از عرصه بسکتبال میشود و این فاصلهی طولانی مدیریت بسکتبال با حکمرانی خوب را نشان میدهد.
- حقوق مساوی
در جامعه باید این اطمینان وجود داشته باشد که افراد، به تناسب فعالیت خود در منافع جامعه سهیم خواهند بود. به عبارت دیگر در حکمرانی خوب، همه افراد باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند.
برخی مسئولیتها در فدراسیون بسکتبال بین برخی افراد توزیع میشود در صورتی که مفهوم عدالت را هم زیر سئوال میبرد. مدیر فنی تیم جوانان ایران همزمان مربی تیم ملی بزرگسالان و عضو کمیته فنی فدراسیون میشود! مربی تیم سه نفره سر از مربیگری جوانان درمیآورد و سپس مربی تیم نوجوانان میشود! پس از 4 سال بیکاری و خارج از بسکتبال، یک فرد به طرز ناگهانی سرمربی تیم نوجوانان میشود و با بدترین نتیجهی ناکامی تاریخ نوجوانان ایران به یکباره سرپرست تیم ملی و به عضویت کمیته فنی فدراسیون بسکتبال درمیآید! - اثربخشی و کارآیی
از حکمرانی خوب به عنوان ابزاری برای تنظیم فعالیتهای نهاد فدراسیون ملی بسکتبال در راستای استفاده کارا از منابع در دسترس و اثربخشی تصمیمات مدیریت یاد میشود. کارایی و اثربخشی در مقوله حکمرانی از جمله مباحثی است که با گذشت زمان، اهمیت بیشتری پیدا کرده است و نتیجه و اثر تصمیمات نمود بیشتری مینماید.
آنچه امروز در کسب نتایج ضعیف تیم ملی در ردههای پایه و یا باخت تاریخی تیم ملی بزرگسالان آقایان به قطر پس از 18 سال و یا شکست تیم ملی بانوان به ساموآ را شاهد هستیم، اثر تصمیمات فدراسیون بسکتبال در خصوص تیمهای ملی است.برگزاری بینظم لیگ که صدمه جبرانناپذیری بر برند لیگ برتر وارد کرد و یا تصمیماتی متناقض و فاقد کارایی در سازمان لیگ از دیگر مصادیق شکست فدراسیون بسکتبال در شاخص کارآیی و اثربخشی حکمرانی شایسته است. - مسئولیتپذیری
مسئولیتپذیری را میتوان یکی از کلیدیترین مؤلفههای حکمرانی خوب بهشمار آورد. در کنار مؤسسات و نهادهای حکومتی، سازمانهای خصوصی و نهادهای مدنی فعال در جامعه نیز باید در قبال سیاستها و اقدامات خود پاسخگو باشند. اصولا فرافکنی پاسخ فدراسیون بسکتبال به تحلیل بازخورد تصمیمات و عملکرد ایشان در عرصه بسکتبال است و نه تنها اثر تصمیمات خود را نمیپذیرند بلکه تمام نهادهای مرتبط با بسکتبال از جمله دولت، فدراسیون جهانی، قبلیها و … را مقصر وضع موجود قلمداد میکند.
در عدم صدور ویزا و بازگشت تیم ملی از پای پرواز و عدم اعزام تیم، فیبا را مقصر قلمداد کرده و ادعای نامه عذرخواهی را مطرح میکنند. نامهای که حتی با درخواست رسانهها یک بار منتشر نشد! برای سوءمدیریت در برگزاری لیگ برتر، تشکیل کابینه دولت را به عنوان عامل مؤثر بر لیگهای ورزشی معرفی میکنند و در پاسخی دیگر در توجیه کسب نتایج بسیار ضعیف تیمهای ملی در رده پایه، مغلطه میکند و فعالیتهای قبلی را زیر سئوال میبرد. در حالی که واکاوی فعالیتهای فدراسیون قبلی از وجود مستعدین خبر میدهد که هماکنون در لیگهای خارجی بازی میکنند.
ماجرای سرقت خودرو در دستور کار تمامی مجامع فدراسیون بسکتبال است و برای تمام شکستها از نگاه فدراسیون بسکتبال دیگرانی هستند که مقصر هستند و تا زمانی که رویکرد فرافکنی و عدم پذیرش مسئولیت در فدراسیون بسکتبال حاکم است، امکان طرح و بررسی صحیح مسایل و دستیابی به راهحلی برای برون رفت از وضع موجود میسر نخواهد بود.
نهادهای اجتماعی پدیدههایی هستند که در زمان طولانی در میان اکثریت مردم یک جامعه پایدار بوده است ولی این امر به معنای آن نیست که نهادهای اجتماعی کهنه و بازدارنده نمیشوند اتفاقاً مجموعهای از پندارهای واپسگرایانه و گفتارهای تحولنایافته و اکنون عامل اساسی واپسماندن جوامع به شمار میرود بنابراین نهادهای اجتماعی اگر خود مسیر تکامل را طی ننمایند و پویا نباشند به عاملی بازدارنده تبدیل میشوند و سرنوشت نابسامان اعضای جامعه را رقم میزند.
فرایند تکامل که بر همهی ارکان و شئون آفرینش حاکم است و یکی از سنتهای الهی به شمار میرود قاعدتا باید در سرشت نهادهای اجتماعی نیز بازتاب داشته باشد. ولی از آنجا که نهادهای اجتماعی ابزار معیشت یا گذران زندگی شماری از انسانها را تشکیل میدهند آنها در برابر تغییر و تکامل به شدت مقاومت میکنند. به این ترتیب نهادهایی که در دوران گذشته موجب پیشرفتهای اجتماعی یک جامعه بودهاند تبدیل به سنتهای غیر قابل اصلاح و دگرگونی میشوند و نهادهای بد جامعه را به ایستایی و واپسماندگی دچار میسازند. هنگامی که ذینفع آن موفق میشوند از تکامل نهادها جلوگیری کنند جامعه در پندار بد گفتار بد و کردار بد اسیر میشود و از کاروان پیشرفت دور میماند. بیشترین نهادهایی که در برابر دگرگونی و تکامل مقاومت میکنند، نهادهایی هستند که به دکان و ابزار اشتغال تبدیل شدند بدینسان نهاد حکمرانی نیز همواره در معرض جمود و تحجر قرار دارند.
تنها یک جامعهی توانمند و پیشرفته که در طول یک بازهی زمانی طولانی با شکیبایی و بردباری به اصلاح و تکامل نهادها پرداخته باشد ممکن است بتواند به موهبت حکمرانی شایسته دست یابد. بنابراین هیچ راه کوتاه، میانبر، ضربتی، هیجانی و دفعی وجود ندارد که ما را به حکمرانی شایسته برسانند این مسیر سنگلاخ طولانی پرمخاطره با گردنهها، شیبها و پیچهای تند و پناهگاههای فراوان است که قطاع الطریق در گوشه و کنار آن به کمین نشستند.
از جامعهای که بخواهد این راه را بپیماید به پیشروان و پیشاهنگان بردبار شکیبا و امیدوار نیاز دارد ( در تکاپوی حکمرانی خوب ).
نتیجه اینکه سرنوشت تک تک انسانها را نهادهای اجتماعی جامعهای تعیین میکند که در آن زیست میکنند به معنای دیگر این رأیدهندگان و اعضای مجمع هستند که سرنوشت تمامی افراد جامعه بسکتبال را تعیین میکنند و حکمرانی خوب را به نمایندگی از یکایک افراد جامعه بسکتبال، مطالبه خواهند کرد.
Responses