«ورزش» به چه «وزیری» نیاز دارد؟/ دیوار «تخصص» در ورزش کوتاه است

«توسعه ورزش» یک فرایند نظام مند، در هم تنیده و کاملا تخصصی است که روز به روز به پیچیدگی های آن افزوده می شود. در چنین بستری بزرگترین شاخص مدیریتی تعامل، شناخت و تجربه است.

سایت خانه بسکتبال ایران ؛ به نقل از خبرگزاری مهر، رضا شجیع استاد دانشگاه در یادداشتی برای گروه ورزشی مهر به شرایط انتخاب وزیر ورزش برای دولت سیزدهم پرداخت. در این یادداشت آمده است:

«شاید جوان بودن عمر تشکیلاتی وزارت ورزش و جوانان باعث شده است که موضوع شناخت و تخصص در آن کم رنگ باشد و گزینه های غیرتخصصی به خود اجازه دهند در مورد حضور در این وزارتخانه فکر کنند. سوال این است که آیا چهره های غیرمتخصص می توانند در مورد حضور در وزارتی نظیر وزارت بهداشت هم چنین اجازه ای به خود بدهند؟

این دقیقاً سرآغاز بسیاری از چالش های حوزه ورزش است. جایی که دیوار تخصص در آن، آنچنان کوتاه است که به میدانی برای جولان غیرمتخصص ها و غیرورزشی ها تبدیل شده است. اما چرا موضوع «شناخت» در ورزش ایران، امری فراموش شده است و آنچنان که باید به آن توجه نمی شود. در این یادداشت کوتاه سعی دارم ضرورت توجه به شاخص «شناخت» در وزیر ورزش آینده را تشریح کنم:

۱- هنگامی که در مورد «شناخت» در حوزه کلان مدیریتی صحبت می کنیم؛ منظورمان شناخت فرایندها، منابع انسانی، قوانین و زیرساخت های حقوقی، مولفه های بنیادین و همچنین شناخت پیشینه ورزش است. در مورد آخر منظور برخورداری از تجربه و ادراکی است که از تکرار اشتباهات و مشخصاً از اتخاذ تصمیم ها و سیاست های امتحان پس داده جلوگیری کند.

این مطلب را هم مطالعه کنید؛  پاسخ به یک پرسش اساسی در ورزش / مسأله اصلی ورزش ایران چیست؟

۲- متأسفانه برداشت برخی ها از ورزش صرفاً بر اساس جذابیت های ظاهری آن رقم خورده است و آن ها به این موضوع واقف نیستند که «توسعه ورزش» یک فرایند نظام مند، در هم تنیده و کاملا تخصصی است که روز به روز به پیچیدگی های آن افزوده می شود. این در حالی است که نهاد ورزش در ایران، بزرگترین نهاد داوطلبی کشور است که در یک خط مرزی فی مابین قوانین داخلی و قوانین بین المللی شکل گرفته و روز به روز به درون مایه دموکراتیک و انتخابی آن و همچنین فشار سازمان های بین المللی ورزش، برای قطع کامل دست دولت افزوده می شود. در چنین بستری، بی تردید بزرگترین شاخص مدیریتی ورزش در سطح کلان؛ تعامل، شناخت و تجربه است.

۳- بنابراین برداشت من از شناخت، معرفتی ورزشی است که نه صرفاً از تجربه و دانش انتقالی (دانش کتابی یا غیرمستقیم) که بر تجربه حسی و حقیقی استوار است. امری که مشخصا از مجاورت و بسامد سرچشمه می گیرد.

۴- از نظری برخی ها مهارت مدیریت کلان، چون محتوایی است که می تواند بر هر فرمی سوار شود. معتقدم فرم مدیریتی ورزش و مسائل پیچیده آن، هرگز مانند گذشته پذیرای مدیران غیرتخصصی نیست و هیچ تشکیلاتی به اندازه اتاق شیشه ای وزارت ورزش، در معرض قضاوت های عمومی قرار ندارد. چه نتایج ورزشکارانش، و چه تصمیم ها و سیاست های مدیریتی اش.

 

۴- بر این باورم که وزیر آینده در صورت عدم شناخت، حداقل دو سال زمان نیاز دارد که به یک موقعیت ذهنی ایده آل از منظر درک مناسبات تخصصی و حاکمیتی حوزه ورزش دست یابد. شاید فکر کنیم مشاورانی آگاه و باتجربه می توانند این خلاء را پر کنند. شاید چنین باشد؛ ولی باید بدانیم حجم تعارض منافع و شتاب ظهور بحران ها و چالش های متنوع در ورزش آنقدر زیاد است که جایگاه «اعتماد» را هم به سطح بحرانی نزدیک ساخته است. اعتماد به همین مشاوران آگاه و با تجربه هم نیازمند «شناخت» است.

این مطلب را هم مطالعه کنید؛  قطر، ورزش ‌و قدرت نرم

۵- البته هنوز دیگرانی هم هستند که معتقدند؛ وزیر ورزش باید به رئیس جمهور منتخب نزدیک باشد تا بتواند به واسطه ارتباط و تعامل نزدیک خود با ایشان، چالش های حوزه ورزش را مرتفع ساخته و منابع لازم را به این بخش تزریق نماید. باید تأکید کنم که این موضوع دقیقاً یکی از بسترهای فسادزای حوزه ورزش است. تفکری که نگاه شایسته سالارانه را به قهقرا کشانده و بر اولویت روابط سیاسی تأکید می کند. رویکردی که احتمالاً به الگویی نانوشته برای انتخاب معاونین، مدیران سطوح میانی و در نهایت مدیران عملیاتی ورزش کشور تبدیل خواهد شد.

در نهایت امیدوارم آیت الله سید ابراهیم رئیسی با انتخاب وزیری شایسته از جنس ورزش، به این نگرانی ها پایان دهند و زمینه قرار گرفتن ورزش بر ریل پیشرفت و تعالی را فراهم کنند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *