Strong with the ball

بازیكن درموقعیت تهدید سه گانه (امكان استفاده از پاس، شوت، دریبل)

Swing the ball

برگرداندن توپ به سمت ضعیف زمین (سمتی كه توپ در جریان نباشد)

Switch back

تغییر پوشش یا سوئیچ هبطرف حریف اصلی

Synthetic ball

توپی كه از تركیب مواد مصنوعی ساخته شده باشد

Take action

اقدام كردن، دست به كار شدن، شروع حركت

Tandem alignment (coll)

آرایش دو سانتر در حمله: یكی در موقعیت بالا، دیگری در موقعیت پایین در یك طرف منطقه كلید یا حلقه

Tap the ball

ضربه زدن به توپ (ضربه والیبالی)

Team alignment

آرایش بازیكنان در زمین بازی مطابق با وظیفه آنها (فوروارد، گارد، سانتر)

Throw the ball up

بالا انداختن توپ، پرتاپ توپ به طرف بالا

Tie the ball

1- قاپیدن توپ زمانی كه مهاجم دریبل خود را قطع كرده و توپ را گرفته است به منظور ایجاد موقعیت جمبال ٢- بستن و سد…

Tip the ball in

اجرای شوت ثانویه از ریباند با ضربه ملایم با سر انگشتان، زدن توپ ریباند یا توپ برگشتی از حلقه با سر انگشتان