Active hands

دست یا بازوان فعال و پرتحرك

Actual

مقایسه كردن با، تطبیق كرد، سنجیدن با یكدیگر

Actual

واقعی، حقیقی، درست

Actual height

قد واقعی بازیكن كه با بالا گرفتن دستها اندازهگیری میشود

Actual playing time

زمان واقعی بازی (بدون در نظر گرفتن زمان متوقف شده بازی مطابق قوانین)

Adapt

وفق دادن، منطبق كردن، تنظیم كردن، سازگار كردن، میزان كردن

Adaptability

تغییر پذیری، مهارت یا توانایی سازگار كردن در شرایط جدید، حاصل كردن سازگاری

Adaptation

سازگاری، سازش، تطبیق، انطباق، تنظیم

add front zone

دفاع منطقه ای با یك مدافع در خط جلو

Addict

١- علاقه مند، شیفته ٢- حامی وفادار

Additional foul

خطای توأم با كسب امتیاز كه جریمه آن یك پرتاب آزاد خواهد بود

Adept

ماهر، زبردست، كارشناس

Adequate

كافی، مناسب، رضایتبخش، در خور، شایسته

Adequate post

بازیكن سانتر مناسب، شایسته

Adhere

اطاعت كردن از قوانین بازی، پایبند بودن به قوانین بازی

Adherence

اطاعت مقررات، تبعیت، چسبندگی

Adjacent

بسیار نزدیك (به هم)، همجوار، مجاور، همسایه، نزدیك