Adjust
١- میزان نمودن، سازگار كردن ٢- شكل دادن ٣- تغییر موقعیت مطابق با نیازهای بازی ٤- تغییر بازی مطابق با پیشرفت آن ٥- جور كردن،…
Description.
١- میزان نمودن، سازگار كردن ٢- شكل دادن ٣- تغییر موقعیت مطابق با نیازهای بازی ٤- تغییر بازی مطابق با پیشرفت آن ٥- جور كردن،…
قابل تطبیق، قابل تنظیم، قابل تعدیل
١- اصلاح، سازگاری ٢- تغییر موقعیت بازیكن بر اساس شرایط در زمین بازی ٣- آرایش بازیكنان در زمین بازی
اصلاح یا بهبود اصول بازی
اداره كردن، توزیع كردن
پیش بردن، راه بردن، جلو رفتن
یك گام به جلو
به چرخش در آوردن توپ، پیش بردن توپ (با دریلب یا پاس)
بهره، سود، مزیت، برتری، مسلط، چیرگی
شرایطی كه حمله از جهت تعداد نفرات بر دفاع برتری داشته باشد (برای مثال در ضد حمله)
مطلوب، مفید، سودمند، پرسود، سودآور، مساعد، برتر
موقعیت مطلوب، مناسب، مساعد
حریف، رغیب
مغایر، ناساگار، رو هبرو
بدبختی، بد بیاری، سختی، مشقت
فخر فروشی كردن، تفاخر كردن، رجز خواندن
مشورت، مشاوره، راهنمایی
طرفدار، هوادار، پیرو، حامی
پرتاب هوایی
ایروبیك، تمرین هوازی، تمرین افزایش استقامت جهت تمرین های بدنی (یا جهت تقویت قلب و شش ها)
Please confirm you want to block this member.
You will no longer be able to:
Please note: This action will also remove this member from your connections and send a report to the site admin. Please allow a few minutes for this process to complete.