پرویز مصباح‌زاده

پرویز مصباح‌زاده رئیس فدراسیون بین سال‌های 1354 تا 1356، جوانترین رئیس فدراسیون بسکتبال در تاریخ بسکتبال ایران تا به امروز است.
مدیری جوان که مبنای کارش را با چهره‌هایی مانند حسین جبارزادگان، محمود عدل، بیژن قهرمانلو و … در فدراسیون پایه‌گذاری کرد. در دوران او مینی بسکتبال، صاحب کمیته‌ای مستقل زیر نظر علی‌اکبر لطفی بود. در سال 1355 اعظم اسکندر با چاپ کتابی در زمینۀ مینی بسکتبال، به دعوت فدراسیون جهانی فیبا، در مونترال و در اجلاس جهانی مینی بسکتبال شرکت کرد.

در همین دوران اختلافاتی بین تعدادی از ملی‌پوشان با فدراسیون وقت درگرفت و منجر به کناره‌گیری تعدادی از آنان شد.

پرویز مصباح‌زاده با همۀ سایه روشن‌های دوران ریاستش در فدراسیون بسکتبال، ایدۀ مینی بسکتبال را طی سال‌های 54 تا 56، پیش برد و ضرورت کار پایه‌ای را به صورت یک نیاز مطرح کرد تا فضای مناسبی را برای بروز خلاقیت‌ها از سنین پایین‌تر فراهم کند. اگر چه در تیم ملی بعد از شکست مقابل پاکستان در سال 1355 در جام عمران، توفیقی حاصل نکرد.
مصباح‌زاده متولد 1328 و در زمان ریاست 26 ساله بود. وی در حال حاضر مقيم آمریکاست.

وی فرزند مصطفی مصباح‌زاده پدر مطبوعات نوین ایران است. مصطفی مصباح‌زاده بنیانگذار روزنامه کیهان و نماینده مجلس شورای ملی بود.

Related Articles

حسین جبارزادگان

[row v_align=”equal”] [col span=”9″ span__sm=”12″] [page_header height=”150px” style=”divided” align=”right” v_align=”bottom” show_title=”0″ nav_style=”simple” bg=”315″ bg_pos=”49% 28%”] [/col] [col span=”3″ span__sm=”12″] [ux_menu divider=”solid”] [ux_menu_link text=”المپیک” link=”https://www.irbasketball.com/mens-honors/olympic/”] [ux_menu_link…

بیژن قهرمانلو

[row v_align=”equal”] [col span=”9″ span__sm=”12″] [page_header height=”150px” style=”divided” align=”right” v_align=”bottom” show_title=”0″ nav_style=”simple” bg=”315″ bg_pos=”49% 28%”] [/col] [col span=”3″ span__sm=”12″] [ux_menu divider=”solid”] [ux_menu_link text=”المپیک” link=”https://www.irbasketball.com/mens-honors/olympic/”] [ux_menu_link…

سرودی سیاه برای حسین سرودی / یک نفر اینجا مرد!

تا خبر رسید که یک نفر دیشب مُرد! و او به عبارتی تنهاترین سرلشگر دنیا بود و پشت‌بند همین جمله طولانی‌ترین آه بی‌غیرتی در اواسط مهرماه بر می‌خاست، کسانی دعوت به سرخاک می‌کردند و عده‌ای مرگ این جوری را مقبول‌تر از تماشای دلتنگی سرودی زنده می‌پنداشتند. اما برای اینکه بهانه‌ای داشته باشی برای نرفتن به سرخاک یادگاری‌ترین سردسته از دست رفته دهه ۳۰، می‌شد فقط حرف یکی از نزدیکترین دوستانش را شنید.

Responses