من کشور دارم پس حرف می‌زنم

سایت خانه بسکتبال ایران ؛ به نقل از کانال کاوش بسکتبال، روزی که اسم کیمیا علیزاده را نیاوردند ناراحتم نکرد اما در همان برنامه وقتی مجری گفت «کشور ندارد» دلم آتش گرفت.

مبارزه او با ناهید کیانی یک تراژدی بود و برای نخستین بار دیدم مردم کشورم با رویارویی دو هموطن در المپیک رودرروی یکدیگر ایستاده‌اند!

مبارزه تکواندو را در کنار مسابقات بسکتبال تیم ملی قرار دادم. سه دو رگه که برای هر کدام حدود یک سال و نزدیک به سه سال وقت و انرژی و سرمایه گذاشته شد تا بسکتبال المپیک را تقدیم‌شان کنند!

کجایند آنهایی که علیزاده‌ها را بی وطن خواندند اما در حق بسکتبالیست‌هایی که در کشور و وطن خودشان به آنان خیانت روا داشته شده است، سکوت کرده‌اند؟

سرمایه اجتماعی بسکتبال ایران را نابود کردند، بازیکنان را بی انگیزه و در پس مدیریت ضعیف و توخالی خود، حس همدلی و نشاط و روحیه جمعی بسکتبال را از جوانان این کهن سرزمین گرفتند.
چرا نمی‌گویید چه کسانی مسبب افتضاح به بار آمده در بسکتبال این مملکت هستند؟

Related Articles

واکنش بی ‌پرده مصطفی هاشمی به گفت و گوهای عجیب و فرافکنانه فدراسیون/ گفتند می‌خواهیم وزن نیمکت را سنگین کنیم، الان سنگین شد؟/ با جامعه بسکتبال صادق باشید

مصطفی هاشمی سرمربی سابق تیم ملی بسکتبال به گفت و گوهایی که این روزها توسط افراد نزدیک به فدراسیون یا کسانی که در پی موقعیت‌طلبی…

سرودی سیاه برای حسین سرودی / یک نفر اینجا مرد!

تا خبر رسید که یک نفر دیشب مُرد! و او به عبارتی تنهاترین سرلشگر دنیا بود و پشت‌بند همین جمله طولانی‌ترین آه بی‌غیرتی در اواسط مهرماه بر می‌خاست، کسانی دعوت به سرخاک می‌کردند و عده‌ای مرگ این جوری را مقبول‌تر از تماشای دلتنگی سرودی زنده می‌پنداشتند. اما برای اینکه بهانه‌ای داشته باشی برای نرفتن به سرخاک یادگاری‌ترین سردسته از دست رفته دهه ۳۰، می‌شد فقط حرف یکی از نزدیکترین دوستانش را شنید.

Responses