Active hands
دست یا بازوان فعال و پرتحرك
دست یا بازوان فعال و پرتحرك
مقایسه كردن با، تطبیق كرد، سنجیدن با یكدیگر
واقعی، حقیقی، درست
قد واقعی بازیكن كه با بالا گرفتن دستها اندازهگیری میشود
زمان واقعی بازی (بدون در نظر گرفتن زمان متوقف شده بازی مطابق قوانین)
وفق دادن، منطبق كردن، تنظیم كردن، سازگار كردن، میزان كردن
تغییر پذیری، مهارت یا توانایی سازگار كردن در شرایط جدید، حاصل كردن سازگاری
سازگاری، سازش، تطبیق، انطباق، تنظیم
آرایش دفاع منطقه ای با یك بازیكن در خط اول
١- علاقه مند، شیفته ٢- حامی وفادار
اضافی، افزوده، مكمل
خطای توأم با كسب امتیاز كه جریمه آن یك پرتاب آزاد خواهد بود
ماهر، زبردست، كارشناس
كافی، مناسب، رضایتبخش، در خور، شایسته
بازیكن سانتر مناسب، شایسته
اطاعت كردن از قوانین بازی، پایبند بودن به قوانین بازی
اطاعت مقررات، تبعیت، چسبندگی
بسیار نزدیك (به هم)، همجوار، مجاور، همسایه، نزدیك
١- میزان نمودن، سازگار كردن ٢- شكل دادن ٣- تغییر موقعیت مطابق با نیازهای بازی ٤- تغییر بازی مطابق با پیشرفت آن ٥- جور كردن،…
قابل تطبیق، قابل تنظیم، قابل تعدیل
Please confirm you want to block this member.
You will no longer be able to:
Please note: This action will also remove this member from your connections and send a report to the site admin. Please allow a few minutes for this process to complete.