Agony wagon (sl.)
آمبولانس
Description.
آمبولانس
موافق بودن، هم نظر بودن، هم رأی بودن، رضایت داشتن
منطبق با، مطابق با
پیش، جلو، در پیش، پیشاپیش، جلوتر
موفق، برتر، كامیاب
١- كمك، كمك كردن ٢- (sl.)عضو تیم
ابزار كمكی تمرین، تجهیزات تمرین
١- چشم انداز، در نظر داشتن ٢- هدف
حلقه را هدف گرفتن، نشانه گرفتن حلقه
شوتی كه به هدف نرسد، شوتی كه به حلقه و تخته نرسد
شوتی كه به تخته یا حلقه برخورد نمی كند
حالت ایستادنی در بسكتبال است، به گونه ای كه روی پنجه ی پا ایستاده، دستهای كشیدهی خود را از دو طرف بالا برده، بعد به…
فشار هوا (در توپ)
مكث كردن در هوا هنگام پریدن
مكث بازیكن در هوا در حین پریدن
نای، لوله هوا
مراقب، آگاه، هوشیار
هوشیار در برابر دبل تیم حریف
آگاهی، هوشیاری، مراقبت
Please confirm you want to block this member.
You will no longer be able to:
Please note: This action will also remove this member from your connections and send a report to the site admin. Please allow a few minutes for this process to complete.