Alight

فرود آمدن بعد از پریدن

Align

بازیكنان در زمین بازی (آرایش دادن، مرتب كردن، چیدن، قرار دادن)

Alignment

آرایش بازیكنان در زمین بازی

Alive

وضعیت بازیكن مالك توپ قبل از شروع هر حركت ی با توپ : بازیكن در حال دریبل(درآمریكا) ،بازیكن هوشیار

Alive player

١- بازیكن مالك توپ كه آماده بازی با آن میباشد ٢- (Am.)بازیكن قبل از خاتمه دادن یا متوقف كردن دریبل

All court press

دفاع تحت فشار درگیرانه در سرتاسر زمین بازی

All court speed

توانایی حركت بسیار سریع در سرتاسر زمین بازی

All out (sl.)

به تمام معنا، تمام عیار، كامل

All over but the shouting (sl.)

در واقع بازی پایان یافته (اما تماشاگران هنوز هم جار و جنجال می كنند)

All purpose offense-3 basic plays (coll.)

سه اصول بازی كه در شرایط حمله ه بكار گرفته می شود ١- نفوذ بازیكن گارد: بازیكن گارد بعد از پاس دادن برش یا نفوذ…

All purpose zone

دفاع منطقه ای علیه هر شرایط ممكن، دفاع منطقهای بر ضد انواع حمله