Back to the floor

تمرین شوت توپ ریباند شده بعد از فرود آمدن از یك پرش

Back up

١- پریدن، پریدن از یك حالت نیم خم ٢- بازیكنی كه علاوه بر وظیفه اصلی خود در موقعیت های دیگر هم هبكار گرفته می شود…

Back-in movement

١- برش چرخشی بعد از یك گول ٢-حركت ه بطرف حلقه با پشت

Back-to-back

یكی بعد از دیگری، پیاپی، پشت سر هم

Back-up a step

١- مانع شدن، متوقف كردن ٢- سد كردن مسیر حریف جهت باز نمودن مسیر او ٣ از – حریف پیشی گرفتن، فاصله را زیاد كردن…

Back-up center

بازیكن منطقه بال كه می توان از او هب عنوان بازیكن سنتر یا ه بعنوان سنتر دوم هم استفاده كرد (فوروارد قدرتی)

Back-up dribble

نوعی دریبل كه به اجرا مانور كمك میكند

Back-up the play

كمك كردن در یك حركت، كمك كردن در اجرای مانور

Back-up-shots

١- شوت از موقعیت های مناسب پشت حلقه ٢- شوت از ریباند حمله

Backache

پشت درد، كمر درد

Backboard

تخته چوبی، پلاستیك یا شیشه ای كه حلقه به آن متصل می شود

Backboard markings

خطوط ترسیم شده بر روی تخته مطابق با قوانین بسكتبال

Backboard support

دستگاهی كه تخته و حلقه بسكتبال روی آن نصب می شود

Backbone

١- ستون مهره ها ٢- ستون فقرات ٣- تكیه گاه اصلی، نقطه اتكا ٤- پشتیبان ٥) درستی، صداقت