Award

١- جایزه، هدیه ٢- اعطا كردن، اهدا كردن ٣- رأی دادن، حكم كردن، رأی

Award the ball

تشخیص دادن حق تیمی برای مالكیت توپ، اعطا كردن توپ به بازیكن

Award the ball

تشخیص درست تیم در كنترل توپ، پاس دادن به یك بازیكن

Award the ball out-of-bounds

دادن توپ به بازیكنی كه طبق تشخیص، پرتاب توپ از خارج زمین حق او می باشد

Award the ball out-of-bounds

دادن توپ به بازیكنی كه طبق تشخیص ، پرتاب توپ از خارج زمین حق او می باشد

Aware

آگاه، مطلع

Away

دور بودن از توپ

Away forward

بازیكن فوروارد دور از توپ

Away from the ball

دورتر از توپ، دورتر از بازیكن مالك توپ

Away-from-home court

بازی در زمین میزبان، در خانه حریف (به ویژه در شهر دیگر)

Awkward

نامناسب، سخت، مشكل، دست و پا گیر

Axe (sl.)

اخراج كردن، بیرون كردن

Baby hook

شوت هوك از فاصله ای كوتاه، شوت هوك كوتاه

Baby jumpers

شوت جفت از یك فاصله كوتاه