علی غضنفری رئیس فدراسیون بسکتبال و یکی از چهرههای اثرگذار بسکتبال ایران طی سالهای 1376 تا 1381 از میان ما رفت…
علی غضنفری 1321 – 1404
«برو بسکتبال را جمع و جور کن»…
۲۷ سال پیش با همین یک جمله، مردی آرام و صبور، نبض بسکتبال ایران را در دستان مدیریتیاش گرفت و در سالهای پرتنش و ملتهب بسکتبال، امید را در دلهای جوانان شعلهور کرد.
مردی که میان سالهای ۱۳۷۷ تا بهار ۱۳۸۱، یک دورهای از مدیریت بسکتبال مترادف با نامش شده است؛ علی غضنفری.
غضنفری در دوران انتصابی رؤسای فدراسیونهای ورزشی، از سال ۱۳۷۷ رئیس فدراسیون منصوب مصطفی هاشمیطبا، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی بود.
در ۱۸ دی ۱۳۷۹ با ۲۷ رأی مجمع، مقابل شادروان بهاالدین ادب، دیگر نامزد ریاست فدراسیون، پیروز شد اما دولتش مستعجل بود و دوران ریاستش فروردین ۱۳۸۱ با استعفانامهاش به پایان رسید.
او ادعای «تخصص» در بسکتبال نداشت اما «مدیر» بود. با این حال دوران مدیریتش به جهت اعتماد به افراد انحصارگرا، جای نقد داشت. هر چند خودش هم بعدها از قهرکردنها، تهدید به استعفای دستهجمعی بازیکنان با تحریک همانها به ستوه آمده بود…
دکترای متالوژی از آلمان که پس از تحصیل، در دانشگاههای ایران تدریس میکرد. عضو هیئت امنای مجموعه ورزشی شهید کشوری. تنیس بازی میکرد و به واسطه دوستیاش با هاشمیطبا، یک روز که رئیس وقت سازمان تربیت بدنی گفت «برو بسکتبال را جمع و جور کن»، قبول کرد.
مدتی در فدراسیون بسکتبال به ریاست مهرداد آگین، نایب رئیس شد.
در سال ۱۳۷۸، تورنمنت بینالمللی «ورزش و ملتها» را در اوج «گفت و گوی تمدنها»ی دولت خاتمی راه انداخت. یک الگوی مسابقات منحصر به فرد در بسکتبال با حضور تیمهایی از آلمان، محارستان، روسیه، منتخبی از بازیکنان آمریکایی شاغل در لیگها و …
شناخت بیشتر غضنفری مدیر عامل سابق شرکت کروپ آلمان را باید در حوزه ادبیات جستجو کرد.
شاعر و مترجم ادبیات آلمانیزبان، استاد دانشکده مطالعات جهانی و ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه تهران. در حوزه ادبیات داستانی نیز رمان «توراندخت» از شیللر، «هوش پویا» از دانیل گولمان را در کارنامهاش دارد و رمان «کارتن خوابها» را نوشته که هم به آلمانی منتشر کرده هم روایت فارسی آن به بازار آمد.
کتاب «چه کسی بال هزاران را شکست؟» مجموعهای از اشعار دکتر غضنفری، شاعری «سرداده در سکوتی» سنگین است که بعدِ رفتنش از بسکتبال، به جز در اردیبهشت ۱۳۹۸ در فدراسیون طباطبایی، کسی او را ندید. او پس از سالها به همان سالن بازگشت. همان سالن آزادی که در سال ۱۳۷۷ بازسازیاش کرده بود و جای پای یک رئیس فدراسیون دلسوز و متعهد برای همیشه همانجاست.

























Responses