میزبانی، جوایز و داوریها؛ عمدهترین مسائلی بود که عنوان شد کیفیت مناسبی نداشت. برخی تیمها مدعی شدند به جای جوایز نقدی که وعدهاش را داده بودند به آنها حبوبات و کله قند! دادند. اولویتبندی جذب اسپانسر به طرز گستردهای به سمت سهنفره رفت که اگر درست مدیریت نشود همین مقدار بودجه ناچیز هیئتها و حامیان مالی باید صرف بازیهایی شود که امکانات اولیه آن در شهرها مهیا نیست. بین این بازیها با تیمهای ملی سه نفره مردان و زنان که از قبل انتخاب شدهاند، ارتباط معناداری وجود ندارد تا همچنان به ماهیت بازیهایی تحت عنوان لیگ و هزینههایی که به استانها تحمیل میکند بیشتر تردید داشته باشیم.
به نظر میرسد بسکتبال ایران باید خودش را برای دوران سخت که پیامدهای آن عقبگرد است، آماده کند.
حتی تیم جدید سعید ارمغانی سرمربی تیم ملی که تلفیقی از نفرات تیم ملی و تیم ب (ایران نوین) است منتقدان را راضی نکرد زیرا به عقیده بسیاری از منتقدان، ریاست داوری در فدراسیون بسکتبال فاقد تشخیص و تصمیمات درست مدیریتی در اقتضائات زمانی است.
به طور مثال در کاپ آسیا که دیگر مثل قبل انتخابی جام جهانی یا المپیک ندارد، رقبای اصلی ایران مانند استرالیا، نیوزلند، ژاپن و حتی چین با ترکیب اصلی نیامده بودند اما ایران با تیم کامل خود شکست تلخی را مقابل اردن تجربه کرد و حذف شد. پس از این مسابقات و در آستانه پنجره چهارم جام جهانی 2023، با توجه به نیاز ایران به امتیازات پنجرههای باقیمانده به یک باره شاهد تغییرات گستردهای در تیم ملی هستیم که بیانگر تصمیمگیریهای لحظهای در فدراسیون جواد داوری است.
با این راهی که فدراسیون در زمینههای مختلف اعم از تیم ملی و سازمان لیگ و ... در پیش گرفته است آیا بسکتبال ایران عقبتر میرود؟ آیا فدراسیون به دنبال تغییر نسل در بسکتبال ملی در ماههای آینده به همان شیوهای که طی 5 ماه در پیش گرفت عمل خواهد کرد و با ناکامی تیمها، بسکتبال عقبگرد سریع خواهد داشت؟
شیوهای پر از ابهام در انتخاب و انتصاب افراد در تیمها و بخشهای فدراسیون و مشاورانی که اولویتشان رفیقبازی و ارتباط خویشاوندی است تا بسکتبال.
دیدگاههای این مقاله
پرسشها، نقدها و تجربههای مرتبط با این مطلب پس از تأیید مدیر منتشر میشوند.