وقتی میشنوم تعدادی از بازیکنان جوان از 8 – 7 سالگی شروع کردهاند و الان 10 – 9 سال است که فعالیت میکنند اما تناسب خاصی بین مسیر طی شده و پیشرفت نمیبینم، دلم میسوزد. در پسران همینطور.
بازیکنانی دارای ضریب هوشی بسکتبال بالا، قدهای بلند و دستهای خوب و بدنهای محکم اما بدون ایدهی تمرین. با مشاورههای سطحی به ویژه از سوی برخی مربیان مرد. حرف هم بزنی میگوید در «یوتیوب» دیده و ...!
یک نکتهای را میگویند اما در نکتهی بعدی، قبلی را نفی میکنند. چون فلسفهی بازی به درستی برایشان تبیین نشده است. به نظر میرسد در برخی سطوح مهم فعالیتهای جوانان، فاقد دانش وسیع فلسفی، جامعه شناختی و روانشناختی هستیم. کار فنی بماند. لااقل من در تعدادی از آنها سوابق مهارتی ندیدم.
مهسا، هلیا و غزل را به نمایندگی از نسلی نو مثال زدم چون توانایی بیشتری برای نمایش بهتر، همینطور فرصتهای بیشتری برای ارج نهادن این تواناییها وجود دارد.
«لیگ – بازی بینالمللی – لیگ» با خودش درسهای فراوان دارد. با درخشش بهترینهای تیم جوانان، سایر جوانان لیگها به حالت آماده باش قرار خواهند گرفت.
دیدگاههای این مقاله
پرسشها، نقدها و تجربههای مرتبط با این مطلب پس از تأیید مدیر منتشر میشوند.